ای واحِدِ بیمِثال، مَعْبودِ غَنْی
و ای رازِقِ پادشاه و درویش و غَنْی
این شعر به یکتایی و بینظیری خداوند اشاره دارد و از او درخواست میکند که به نیازهای مادی انسان پاسخ دهد. شاعر از خداوند میخواهد که یا به او از خزانه غیب رزق و روزی عطا کند و یا با کرمش او را نیازمند نکند و به او غنیایی ببخشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای واحِدِ بیمِثال، مَعْبودِ غَنْی
و ای رازِقِ پادشاه و درویش و غَنْی
یا قرضِ من از خزانهٔ غیب رسان
یا از کَرَمِ خودت، مرا ساز غَنْی