دل، داغِ تو دارد ارنه بفروختمی
در دیده، تویی وگرنه میدوختمی
این شعر از عشق و شوق عمیق گوینده به معشوق سخن میگوید. گوینده میگوید که دلش چنان برای معشوق تنگ است که حتی به خاطر او، از چیزهای دیگر دست میکشد. او بیان میکند که اگر عشق تو نبود، قلبش را به راحتی میفروخت و در فراقش بارها میسوزاند. عشق به معشوق برای او مانند خانهای است که در آن زندگی میکند و حتی به خاطر او تحمل سوختن را دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل، داغِ تو دارد ارنه بفروختمی
در دیده، تویی وگرنه میدوختمی
دل، منزلِ توست ورنه روزی، صدبار
در پیشِ تو، چون سپند میسوختمی