پیوسته تو دل ربودهای معذوری
غم هیچ نیازمودهای معذوری
شاعر در این ابیات از احساس غم و درد ناشی از جدایی صحبت میکند. او بیان میکند که در غم فراق محبوبش شبها را به سختی سپری کرده، اما محبوب هیچگاه به چنین وضعیتی دچار نشده است. این احساس ناتوانی و دردی که از فراق میکشد، باعث شده تا تنها او در عذاب باشد و محبوب در آسایش به نظر برسد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پیوسته تو دل ربودهای معذوری
غم هیچ نیازمودهای معذوری
من بی تو هزار شب به خون درخفتم
تو بی تو شبی نبودهای معذوری