ای دل، برِ دوست تحفه جز جان نبری
دردت چو دهند نام درمان نبری
در این شعر، شاعر از دل خود میخواهد که تنها هدیهای که برای دوست میتوان آورد، جان است. اگر درد و رنجی که از دوست میکشد، نام درمانی نداشته باشد، بیدلی که دردی ندارد، نباید از درد دوستان نالان باشد. در نتیجه، بهتر است سکوت کند زیرا نمیتواند درد خود را به دیگران منتقل کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای دل، برِ دوست تحفه جز جان نبری
دردت چو دهند نام درمان نبری
بی درد ز درد دوست نالان گشتی
خاموش که عِرض دردمندان نبری