ای دل تا کی مصیبت افزا گردی
ای خون شده چند درد پیما گردی
این شعر به بیان درد و رنجی میپردازد که عاشق به خاطر معشوقش متحمل میشود. شاعر از دل خود میخواهد که چرا این همه مشکل و مصیبت را به وجود میآوری و او را در جامعه رسوا میکنی. در واقع، اشتیاق و مشکلات عشق را با احساس ناامیدی و سرخوردگی ترکیب میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای دل تا کی مصیبت افزا گردی
ای خون شده چند درد پیما گردی
انداختیَم در به در و کوی به کوی
رسوا کردی مرا، تو رسوا گردی