عهدی به سر زبان خود بربستی
صد خانه پر از بتان یکی نشکستی
در این ابیات، شاعر به عهد و پیمانی اشاره میکند که در زبان خود بست و از آن طوری یاد میکند که در زندگیاش لطمههای زیادی بر او وارد شده است. او به دلیل یک گواهی و شهادت، فکر میکند که از مشکلات نجات یافته، اما در واقع هنوز در اثر ناتوانی و مستی ناشی از شرایط حاضر به سر میبرد و به آیندهای غمانگیز دچار خواهد شد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عهدی به سر زبان خود بربستی
صد خانه پر از بتان یکی نشکستی
تو پنداری به یک شهادت رستی
فردات کند خمار کاکنون مستی