تا کی ز جهان پر گزند اندیشه
تا چند ز جان مستمند اندیشه
این اشعار بیانگر نگرانی و تأمل دربارهی زندگی و اندیشهها هستند. شاعر از درد و رنجی که ناشی از تفکر و اندیشیدن به مشکلات و آسیبهای جهان است، سخن میگوید. او به این موضوع اشاره میکند که چقدر باید به این اندیشهها ادامه داد و بر آنها تمرکز کرد، در حالی که آنچه واقعاً ارزشمند است، همین کالبد و وجود مادی انسان است. در نهایت، شاعر توصیه میکند که به جای تفکر بیش از حد در مورد مسائل منفی، باید از زندگی و وجود خود بهرهبرداری کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا کی ز جهان پر گزند اندیشه
تا چند ز جان مستمند اندیشه
آن کز تو توان ستد همین کالبدست
یک مَزبَله، گو مباش چند اندیشه