زاهد خوشدل که ترک دنیا کرده
میْ خواره خجل که معصیتها کرده
شاعر در این ابیات به تضاد بین زاهدی که به ترک دنیا و دینداری شعبه میزند و فرد میخوار و گناهکار اشاره میکند. او نگران است که فردی که گناه کرده، در نهایت دچار ناامیدی و تردید شود و آخر کار، گناهانش را بیفایده و همچون انسانی که هیچ کاری نکرده، بیاهمیت ببیند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زاهد خوشدل که ترک دنیا کرده
میْ خواره خجل که معصیتها کرده
ترسم که کند امید و بیم و آخر کار
ناکرده چو کرده کرده چون ناکرده