ای شمع دلم قامت سنجیدهٔ تو
وصل تو حیات این ستمدیدهٔ تو
شاعر در این ابیات از عشق و زیبایی معشوق خود سخن میگوید. او معشوق را چون شمعی در دل خود میبیند و پیوند او را به عنوان حیات و زندگی خود جامه میکند. همچنین، دل شاعر از تصویر معشوق پر شده و هرچند به او نگاه میکند، اما به دلیل فاصله یا دوری، نمیتواند او را به وضوح ببیند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای شمع دلم قامت سنجیدهٔ تو
وصل تو حیات این ستمدیدهٔ تو
چون آینه پر شد دلم از عکس رخت
سویت نگرم ولیک از دیدهٔ تو