درد دل من دواش میدانی تو
سوز دل من سزاش میدانی تو
شاعر در این ابیات از احساس درونی خود و غم و غصهای که دارد سخن میگوید. او میگوید که دردش را کسی بهتر از معشوق نمیداند و سوز دلش را تنها او میفهمد. همچنین به احساس گناه و غفلت خود اشاره میکند و از اینکه نمیتواند در برابر چشمان معشوق پنهان شود، شکایت دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
درد دل من دواش میدانی تو
سوز دل من سزاش میدانی تو
من غرق گنه پردهٔ عصیان در پیش
پنهان چه کنم که فاش میدانی تو