ابریست که خونِ دیده بارد غم تو
زهریست که تریاق ندارد غم تو
در این شعر، شاعر از غم و دشواریهایی که بر اثر عشق یا محبت به معشوقش به وجود آمده صحبت میکند. او این احساست را با تصاویری مانند "ابری که خون دیده" و "زهر بیتریاق" توصیف میکند، که نشاندهنده عمق و شدت این غم است. همچنین، شاعر به تأثیر این غم بر زندگیاش اشاره میکند و میگوید که هر نفسش پر از رنج و درد است. به طور کلی، شعر بیانگر احساسات عمیق و تلخ ناشی از عشق و جدایی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ابریست که خونِ دیده بارد غم تو
زهریست که تریاق ندارد غم تو
در هر نفسی هزار محنت زده را
بی دل کند و ز دین برآرد غم تو