رازی که به شب لب تو گوید با من
گفتار زبان نگرددش پیرامن
این شعر به بیان احساسات عمیق و رازهایی میپردازد که در شب و در کنار محبوب بیان میشود. صحبت دربارهی عشق و ارتباطی است که به زبان نمیآید و تنها در دل و در سایه شب شکل میگیرد. واژهها و حرفها در اینجا به شدت محدودند و نمیتوانند تمام عمق احساسات را منتقل کنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رازی که به شب لب تو گوید با من
گفتار زبان نگرددش پیرامن
زآن سر به گریبان سخن برنارد
پیراهن حرف تنگ دارد دامن