زد شعله به دل آتش پنهانی من
زاندازه گذشت محنت جانی من
در این ابیات شاعر از احساسات درونی و دردهای نهفتهاش سخن میگوید. او به شعلهور شدن آتش احساساتش اشاره میکند و به مشکلات و سختیهایی که تحمل کرده، اشاره دارد. همچنین از این موضوع عذرخواهی میکند که شاید سخنانش به هم ریخته و نامفهوم باشد و در نهایت، این پریشانی را ناشی از شرایط و وضعیت روحی خود میداند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زد شعله به دل آتش پنهانی من
زاندازه گذشت محنت جانی من
معذورم اگر سخن پریشان افتاد
معلوم شود مگر پریشانی من