ای شمع چو ابر گریه و زاری کن
وی آه جگر سوز سپهداری کن
در این شعر، شاعر به شمع و دل اشاره میکند و از آنها میخواهد که به خاطر دوری از معشوق، گریه و زاری کنند. او میگوید چون به وصال محبوب نمیرسند، باید دندان بر جگر بگذارند و از دلخوری و درد رنج ببرند. این بیان، حس غم و اندوه ناشی از فراق را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای شمع چو ابر گریه و زاری کن
وی آه جگر سوز سپهداری کن
چون بهرهٔ وصل او نداری ای دل
دندان به جگر نه و جگر خواری کن