ای غم گذری به کوی بدنامان کن
فکر من سرگشتهٔ بی سامان کن
این ابیات به دعوت از دل و روح شاعر اشاره دارند تا به دنیای افراد بدنام و غمگین بروند. شاعر از دست مدهش به دنبال آرامش است و میخواهد با نوشیدن شراب غم، دلش را تسکین دهد و به حال کسانی که به سرانجام نمیرسند، توجه کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای غم گذری به کوی بدنامان کن
فکر من سرگشتهٔ بی سامان کن
زان ساغر لبریز که پر می ز غمست
یک جرعه به کار بی سرانجامان کن