یا رب نظری بر من سرگردان کن
لطفی به من دلشدهٔ حیران کن
در این شعر، شاعر از خداوند درخواست میکند که به او نگاهی رحمتآمیز داشته باشد و با لطفش، حال او را بهبود بخشد. او میگوید که خواستهای غیر از آنچه که سزاوارش است، دارد و امیدوار است که خداوند به او بخششی کند که شایستهاش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یا رب نظری بر من سرگردان کن
لطفی به من دلشدهٔ حیران کن
با من مکن آنچه من سزای آنم
آنچ از کرم و لطف تو زیبد آن کن