سهلست مرا بر سر خنجر بودن
یا بهر مراد خویش بی سر بودن
شاعر در این بیت به تضاد بین زندگی و مرگ اشاره دارد. او به سادگی میگوید که چه آسان است که با خنجر بر سر بودن یا بیسر شدن برای دستیابی به خواستهها. او همچنین به این نکته اشاره میکند که فردی که آمده تا کافری را بکشد، (غازی) با این تنش و جنگ، خود کافر است. به عبارت دیگر، او به عواقب جنگ و خشونت و تناقضهای اخلاقی آن میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سهلست مرا بر سر خنجر بودن
یا بهر مراد خویش بی سر بودن
تو آمدهای که کافری را بکشی
غازی چو تویی خوشست کافر بودن