فریاد و فغان که باز در کوی مغان
میْخواره ز می نه نام یابد نه نشان
در این ابیات، شاعر از فریاد و ناله در دیار مغان صحبت میکند و اشاره میکند که نوشندهٔ می، نه نامی دارد و نه نشانی. او به قدری پنهان شده که در میان مردم جهان نیز ناشناس گشته و خود او نیز بهنوعی در پس پرده قرار گرفته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
فریاد و فغان که باز در کوی مغان
میْخواره ز می نه نام یابد نه نشان
زآنگونه نهان گشت که بر خلق جهان
گشتهست نهان گشتن او نیز نهان