رفتم به طبیب و گفتم از درد نهان
گفتا: از غیر دوست بربند زبان
شخصی به طبیب مراجعه میکند و از درد مانند نالههایش میگوید. طبیب به او توصیه میکند که از غم و اندوه غیر از دوستش حرف نزند. او ادامه میدهد که غذایش همان خون دلش است و طبیب به او میگوید که باید از هر دو نوع غذای دنیا پرهیز کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رفتم به طبیب و گفتم از درد نهان
گفتا: از غیر دوست بربند زبان
گفتم که: غذا؟ گفت: همین خون جگر
گفتم: پرهیز؟ گفت: از هر دو جهان