ای دوست ترا به جملگی گشتم من
حقا که درین سخن نه زرقست و نه فن
در این شعر، شاعر از دوست خود میخواهد که در خود به جستوجو بپردازد. او تصریح میکند که سخنانش خالصانه و بدون فریب است. اگر دوست از وجود خود خالص شود و به عمق وجودش نگاه کند، شاید در واقع حضور او مانند یک معشوق واقعی باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای دوست ترا به جملگی گشتم من
حقا که درین سخن نه زرقست و نه فن
گر تو ز وجود خود برون جستی پاک
شاید صنما به جای تو هستم من