ببرید ز من نگار هم خانگیم
بدرید به تن لباس فرزانگیم
شاعر در این ابیات از دل شکستگی و جدایی صحبت میکند. او از معشوقهاش میخواهد که به او نزدیک نشود و احساس میکند که درایت و عقلش را نیز از او گرفتهاند. او به وضعیت خود اشاره میکند که به حالت دیوانگی افتاده است و از ماجرای عاشقانهاش ناراحت و بیتاب است. به طور کلی، این شعر به تنهایی و درد دل عاشقانه اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ببرید ز من نگار هم خانگیم
بدرید به تن لباس فرزانگیم
مجنون به نصیحت دلم آمدهاست
بنگر به کجا رسیده دیوانگیم