ما جز به غم عشق تو سر نفرازیم
تا سر داریم در غمت دربازیم
در این شعر، شاعر به عشق پرداخته و میگوید که تا زمانی که زندگی میکند، جز به غم محبوب نمیاندیشد. او بیان میکند که اگر محبوب، سر و سامان او را در دست داشته باشد، او و دیگران به خاطر عشق، سر خود را در قدمهایش مینهند. این ابیات نشاندهندهی فدای عشق و تسلیم در برابر محبوب است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ما جز به غم عشق تو سر نفرازیم
تا سر داریم در غمت دربازیم
گر تو سر ما بی سر و سامان داری
ماییم و سری در قدمت اندازیم