در کوی تو سر در سر خنجر بنهم
چون مهرهٔ جان عشق تو در بر بنهم
در این ابیات شاعر از عشق عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که حاضراست دل و جانش را قربانی عشق کند و اگر بخواهد عشق را از دلش بیرون کند، خود را نامرد میداند. در واقع، عشق او به معشوق به اندازهای عمیق و حیاتی است که نمیتواند آن را فراموش کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در کوی تو سر در سر خنجر بنهم
چون مهرهٔ جان عشق تو در بر بنهم
نامردم اگر عشق تو از دل بکنم
سودای تو کافرم گر از سر بنهم