تا بردی ازین دیار تشریف قدوم
بر دل رقم شوق تو دارم مرقوم
در این شعر، شاعر از شوق و اشتیاق خود برای دیدن شخص محبوب صحبت میکند. او اشاره دارد که وقتی او از دیارشان میرود، دل او پر از حسرت و آرزو میشود. وداع با محبوب به او آسیب میزند و از دیدار او محروم میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا بردی ازین دیار تشریف قدوم
بر دل رقم شوق تو دارم مرقوم
این قصه مرا کشت که هنگام وداع
از دولت دیدار تو گشتم محروم