با چشم تو یاد نرگسِ تر نکنم
بیلعل تو آرزوی کوثر نکنم
شاعر در این شعر بیان میکند که به خاطر چشم محبوبش، از یاد نرگس (نماد زیبایی) خودداری میکند و بدون لعل او (لبهایش) آرزوی زندگی ابدی را نیز ندارد. همچنین اگر خضر (نماد جاودانگی) به او آب حیات بدهد، از کافر بودن سخن میگوید و تأکید میکند که بدون محبوبش هیچگاه لب تر نخواهد کرد. در واقع، عشق و وجود محبوب برای او از هر چیزی مهمتر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
با چشم تو یاد نرگسِ تر نکنم
بیلعل تو آرزوی کوثر نکنم
گر خضر به من بی تو دهد آب حیات
کافر باشم که بی تو لب تر نکنم