بیمهری آن بهانهجو میدانم
بی درد و ستم عادت او میدانم
در این شعر، شاعر به بیمهری و بیاحساسی معشوق اشاره میکند و میگوید که عادت او به ظلم و بیرحمی است. شاعر خود را به عنوان یاری با حسن نیت معرفی میکند و میگوید که میداند چگونه باید با او رفتار کند. در واقع، او از رفتار ناپسند معشوقش آگاه است و به شیوه خوب خود در مقابل این بیرحمی ها تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بیمهری آن بهانهجو میدانم
بی درد و ستم عادت او میدانم
جز جور و جفا عادت آن بدخو نی
من شیوهٔ یار خود نکو میدانم