زآن دم که قرین محنت و افغانم
هر لحظه ز هجران به لب آید جانم
این ابیات بیانگر احساس عمیق درد و غم شاعر است. او از لحظهای که با غم و اندوه روبرو شده، هر لحظه دلتنگی و اشتیاق به معشوق به جانش فشار میآورد. شاعر احساس میکند که از آستان معشوق دور مانده و نمیتواند غمهایش را از چشمانش پنهان کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زآن دم که قرین محنت و افغانم
هر لحظه ز هجران به لب آید جانم
محروم ز خاک آستانت زآنم
کز سیل سرشک خود گذر نتوانم