از جملهٔ دردهای بیدرمانم
وز جملهٔ سوز داغ بیپایانم
این ابیات از شاعر بیانگر درد و رنجهای عمیق اوست. او از عواطف شدید و بیپایانی صحبت میکند که در زندگیاش احساس میکند. خصوصاً احساس ناامیدی و ناراحتی از این که با وجود عشق و علاقه به کسی، نمیتواند او را ببیند. این حسرت و شوق دیدار، برای او سوزندهتر از هر درد دیگری است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از جملهٔ دردهای بیدرمانم
وز جملهٔ سوز داغ بیپایانم
سوزندهتر آنست که چون مردم چشم
در چشم منی و دیدنت نتوانم