جهدی بکنم که دل ز جان برگیرم
راه سر کوی دلستان برگیرم
شاعر در این ابیات تلاش دارد که از دل خود رنج و درد را دور کند و به سمت محبوبش برود. او از پردههایی که میان او و محبوبش وجود دارد صحبت میکند و تصمیم میگیرد که این موانع را کنار بزند تا بتواند به معشوق خود نزدیکتر شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جهدی بکنم که دل ز جان برگیرم
راه سر کوی دلستان برگیرم
چون پرده میان من و دلدار منم
برخیزم و خود را ز میان برگیرم