روزی ز پی گلاب میگردیدم
پژمرده عذار گل در آتش دیدم
در یک روز با هدف جستجوی گلاب، به گل پژمردهای برخورد کردم که در آتش میسوخت. از او پرسیدم که چرا اینگونه شدهای، و او جواب داد که فقط برای یک لحظه در باغ خندیده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روزی ز پی گلاب میگردیدم
پژمرده عذار گل در آتش دیدم
گفتم که چه کردهای که میسوزندت
گفتا که درین باغ دمی خندیدم