در کوی تو من سوخته دامن بودم
وز آتش غم سوخته خرمن بودم
در این شعر، شاعر از عشق و درد فراق سخن میگوید و میگوید که در کوی معشوق، دامنش سوخته و دلش آتش گرفته است. او اشاره میکند که شب گذشته در کنار معشوق بوده اما معشوق او را به اشتباه دزد خوانده است. این ابیات حس ناسی و بیپناهی شاعر را در عشق به تصویر میکشند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در کوی تو من سوخته دامن بودم
وز آتش غم سوخته خرمن بودم
آری جانا دوش به بامت بودم
گفتی دزدست دزد نبُد من بودم