در وصل تو پیوسته به گلشن بودم
در هجر تو با ناله و شیون بودم
در این شعر، گوینده از خاطرات شیرین وصال با محبوبش سخن میگوید و بیان میکند که در زمان جدایی او، با ناراحتی و ناله به سر میبرد. او در دعا از چشمزخم و حسد دوری محبوبش درخواست میکند و با افسوس میگوید که شاید خود او عامل این مشکل بوده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در وصل تو پیوسته به گلشن بودم
در هجر تو با ناله و شیون بودم
گفتم به دعا که چشم بد دور ز تو
ای دوست مگر چشم بدت من بودم