من از تو جدا نبودهام تا بودم
اینست دلیل طالع مسعودم
این ابیات بیانگر این هستند که گوینده همواره به دیگری وابسته بوده و از او جدا نبوده است. او به نوعی وجود خود را در وجود معشوق میبیند و وجودش را به نور و ذات معشوق نسبت میدهد. به عبارت دیگر، گوینده احساس میکند که در عمق وجود خود، وجود دیگری را در بر دارد و این وابستگی دلیل خوشبختیاش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من از تو جدا نبودهام تا بودم
اینست دلیل طالع مسعودم
در ذات تو ناپدیدم ار معدومم
وز نور تو ظاهرم اگر موجودم