چونان شدهام که دید نتوانندم
تا پیش تو ای نگار بنشانندم
در این شعر، شاعر احساساتی عمیق و عاشقانه را بیان میکند. او میگوید که به گونهای دگرگون شده است که کسی نمیتواند او را ببیند و او تنها میخواهد در کنار محبوبش باشد. او محبوبش را همچون خورشید میداند و خود را به مانند ذرهای که به خورشید وابسته است، توصیف میکند. این بیان نشاندهنده وابستگی و عشق عمیق او به معشوق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چونان شدهام که دید نتوانندم
تا پیش تو ای نگار بنشانندم
خورشید تویی به ذره من مانندم
چون ذره به خورشید همی دانندم