اندر طلب یار چو مردانه شدم
اول قدم از وجود بیگانه شدم
شاعر در این ابیات expresses the deep desire و longing برای معشوق خود را بیان میکند. او در تلاش است که به حقیقت عشق دست یابد و در این راه از خود بیخود شده و به مرحلهای از دیوانگی رسیده است. در این مسیر، او به خاطر عشقش از صحبت کردن و تفکر منطقی دور شده و خود را به کام احساسات و عشق سپرده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اندر طلب یار چو مردانه شدم
اول قدم از وجود بیگانه شدم
او علم نمیشنید لب بربستم
او عقل نمیخرید دیوانه شدم