عودم چو نبود چوب بید آوردم
روی سیه و موی سپید آوردم
در این شعر، شاعر از نداشتن علامت یا نشانهای (عود) برای بیان احساساتش حرف میزند و به جای آن از چیز دیگری (چوب بید) استفاده کرده است. او به توصیف ظاهری خود اشاره میکند و به رغم ناامیدی، از امید و پیروی از دستورات معشوقش سخن میگوید. شاعر به این نتیجه میرسد که با وجود مشکلات، همواره امید وجود دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عودم چو نبود چوب بید آوردم
روی سیه و موی سپید آوردم
چون خود گفتی که ناامیدی کفرست
فرمان تو بردم و امید آوردم