رنجورم و در دل از تو دارم صد غم
بی لعل لبت حریف دردم همه دم
شاعر در این ابیات از رنج و غم خود سخن میگوید و حس تنهاییاش را بیان میکند. او به دلتنگیاش برای لبخند و حضور محبوب اشاره میکند و از حالتی ملول و غریب سخن میگوید که گویی در پی آرامش و فرار از این رنجهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رنجورم و در دل از تو دارم صد غم
بی لعل لبت حریف دردم همه دم
زین عمر ملولم من مسکین غریب
خواهد شود آرامگهم کوی عدم