گر من گنه جمله جهان کردهستم
عفو تو امیدست که گیرد دستم
در این ابیات شاعر از گناهانی که انجام داده سخن میگوید و از خداوند درخواست عفو و بخشش دارد. او به یاد میآورد که خدا وعده داده در وقت ناچاری دست او را بگیرد و اکنون احساس میکند که دیگر عاجزتر از این نمیتواند باشد و بنابراین به امید بخشش الهی متوسل شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر من گنه جمله جهان کردهستم
عفو تو امیدست که گیرد دستم
گفتی که به روز عجز دستت گیرم
عاجزتر ازین مخواه کهاکنون هستم