از گردش افلاک و نفاق انجم
سر رشتهٔ کار خویشتن کردم گم
این شعر به احساس ناامیدی و گمشدگی شاعر اشاره دارد. او از تغییرات و تحولات کائنات نگران است و در جستجوی راهی برای بازگرداندن خود به صوت و شناخت درست است. در انتها از امام هشتم (امام رضا) تقاضای کمک میکند و او را به عنوان معصوم و راهنما میخواند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از گردش افلاک و نفاق انجم
سر رشتهٔ کار خویشتن کردم گم
از پای فتادهام مرا دست بگیر
ای قبلهٔ هفتم ای امام هشتم