بر چهره ندارم ز مسلمانی رنگ
بر من دارد شرف سگِ اهلِ فرنگ
در این ابیات، گویا شاعر از وضعیت خود و ارتباطش با هویت مسلمانیش سخن میگوید. او بیان میکند که چهرهاش فاقد رنگ مسلمانی است و حتی شرافت سگهای بیگانه (اهل فرنگ) را از خود بهتر میداند. همچنین، وجود خود را در دوزخ ننگین میداند و از این بابت شرمنده است. به طور کلی، شاعر در این اشعار به احساس شرمندگی و بیهویتی خود در میان مسلمانان اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بر چهره ندارم ز مسلمانی رنگ
بر من دارد شرف سگِ اهلِ فرنگ
آن رو سیهم که باشد از بودن من
دوزخ را ننگ و اهل دوزخ را ننگ