سودای توام درِ جنون میزد دوش
دریای دو دیده موج خون میزد دوش
در این شعر، شاعر از احوالات شدید و پیچیدهی خود در هنگام شب صحبت میکند. او به حالت جنونآمیز خود و تأثیر عمیق خیال معشوقش اشاره میکند. در این شب، احساسات و تصوراتش به شدت به او هجوم آورده و او را به نوعی دیوانگی دچار کرده است. همچنین، شاعر بیان میکند که اگر خیال معشوقش نمیرسید، ممکن بود جانش در این حالت عاطفی بروز کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سودای توام درِ جنون میزد دوش
دریای دو دیده موج خون میزد دوش
در نیمشبی خیل خیال تو رسید
ورنه جانم خیمه برون میزد دوش