دل جای تو شد وگرنه پر خون کنمش
در دیده تویی وگرنه جیحون کنمش
شاعر در این ابیات بیان میکند که دلش به خاطر عشق معشوق پر شده و اگر تو نبودید، آن را به خون میآغشتم. در چشم شما، فقط شما هستید و اگر نبودید، به جریان جیحون (رودی بزرگ) میکشیدمش. او همچنین میگوید که امید به وصال شما جانش را زنده نگهداشته و اگر این امید نبود، به هر وسیلهای از تن خود خارج میشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل جای تو شد وگرنه پر خون کنمش
در دیده تویی وگرنه جیحون کنمش
امید وصال تست جان را ورنه
از تن به هزار حیله بیرون کنمش