شاها ز دعای مرد آگاه بترس
وز سوز دل و آه سحرگاه بترس
در این شعر، شاعر به شاه طعنه میزند و او را از دعا و دعای مردان دانا میترساند. همچنین او را به دقت در رفتارهایش دعوت میکند و میگوید که نباید به قدرت و نیروی سپاه خود اطمینان کند، زیرا ممکن است خطرات ناگهانی و غیرمنتظرهای همچون سیل به سراغش بیاید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شاها ز دعای مرد آگاه بترس
وز سوز دل و آه سحرگاه بترس
بر لشکر و بر سپاه خود غره مشو
از آمدن سیل به ناگاه بترس