مجنون و پریشان توام دستم گیر
سرگشته و حیران توام دستم گیر
در این ابیات شاعر از حالت پریشانی و سرگشتگی خود صحبت میکند و از محبوبش میخواهد که به او کمک کند. او خود را مانند دیگران میبیند که در شرایط سخت، دستگیری دارند، اما او که بیسر و سامان است، نیازمند حمایت و پشتیبانی محبوب است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مجنون و پریشان توام دستم گیر
سرگشته و حیران توام دستم گیر
هر بی سر و پا چو دستگیری دارد
من بی سر و سامان توام دستم گیر