در بزم تو ای شوخ منم زار و اسیر
وز کشتن من هیچ نداری تقصیر
در میهمانی تو، من در حالتی زار و اسیر هستم و تو از کشتن من بیگناهی. با دیگران صحبت میکنی و از حسادت میسوزم، اما به من نگاه نمیکنی و من از غصه میمیرم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در بزم تو ای شوخ منم زار و اسیر
وز کشتن من هیچ نداری تقصیر
با غیر سخن گویی کز رشک بسوز
سویم نکنی نگه که از غصه بمیر