روزی که چراغ عمر خاموش شود
در بستر مرگ عقل مدهوش شود
در این ابیات، شاعر به موضوع مرگ و روزی که زندگی به پایان میرسد میپردازد. او از خداوند میخواهد که در آن روز، او را از دوستان و بیدردان جدا نکند و نترسد که محبتش فراموش شود. احساس نگرانی و تعلق به محبت در این فضای اندوهبار وجود دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روزی که چراغ عمر خاموش شود
در بستر مرگ عقل مدهوش شود
با بی دردان مکن خدایا حشرم
ترسم که محبتم فراموش شود