عاشق که غم جان خرابش نرود
تا جان بود از جان تب و تابش نرود
این ابیات دربارهی درد و رنج عاشقانه صحبت میکنند. شاعر بیان میکند که عشق واقعی هرگز از دل عاشق نمیرود و تا زمانی که جان در تن اوست، غم و اضطراب او نیز ادامه دارد. همچنین، این اشعار به ویژگی خاص عاشقانه اشاره دارند که عاشق نمیتواند بدون تجربهی این نگرانی و کشمکشها وجود داشته باشد. بعبارت دیگر، عشق و درد آن بخشی جداناشدنی از وجود عاشق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عاشق که غم جان خرابش نرود
تا جان بود از جان تب و تابش نرود
خاصیت سیماب بود عاشق را
تا کشته نگردد اضطرابش نرود