زآن ناله که در بستر غم دوشم بود
غمهای جهان جمله فراموشم بود
در این شعر، گوینده از ناله و دردهایی که در بستر غم دارد صحبت میکند و میگوید که تمام غمهای جهان را فراموش کرده است. گرچه دوستانش دردهای او را شنیدهاند، اما کسی که واقعاً به او کمک کرده و بر او تأثیر گذاشته، شخصی است که در کنارش بوده و صدایش را شنیده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زآن ناله که در بستر غم دوشم بود
غمهای جهان جمله فراموشم بود
یاران همه درد من شنیدند ولی
یاری که در او کرد اثر گوشم بود