رفتم به کلیسیای ترسا و یهود
دیدم همه با یاد تو در گفت و شنود
در این شعر، شاعر به کلیسای ترسا و یهود میرود و مشاهده میکند که همه افراد در حال صحبت دربارهی محبوبش هستند. او خود را در حال یادآوری وصال محبوبش مییابد و متوجه میشود که تسبیح و ذکرها به نوعی به یاد محبوبش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رفتم به کلیسیای ترسا و یهود
دیدم همه با یاد تو در گفت و شنود
با یاد وصال تو به بتخانه شدم
تسبیح بتان زمزمه ذکر تو بود