حورا به نظارهٔ نگارم صف زد
رضوان به عجب بماند و کف بر کف زد
در این شعر، حورا به تماشای یک زیبایی (نگار) مشغول است و رضوان (فرشته نگهبان) با حیرت و شگفتی به این زیبایی نگاه میکند. وجود یک خال سیاه بر روی چهره زشت و زیبا به آن جلوهای خاص میبخشد، و ابدال (فرشتگانی که به دعا و تضرع مشغولاند) از ترس و شگفتی در حالی که چنگ میزنند، به کتاب مقدس نگریستهاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حورا به نظارهٔ نگارم صف زد
رضوان به عجب بماند و کف بر کف زد
آن خال سیه بر آن رخ مطرف زد
ابدال ز بیم چنگ در مُصْحَف زد